گزارش سفر آیه الله سبحانی به کشور اردن (1)
|
گام در صحن مسجد ملک عبدالله نهاده، با استقبال دکتر«عبدالسلام» وزیر اوقاف و تنی چند از مسئولان دفتر ایشانروبرو و آنگاه همراه ایشان به تالار تشریفات هدایتشدیم پس ازسپاس و اظهار خوشحالی در روند روابط میان دو «کشور اسلامی»ایشان در خواست کرد تا از سالن دیدن کنیم. در ضمن دیدار ایننکات را یادآور شد: الف) هر چند قدس شریف و مسجد الاقصی در اشغال صهیونیستها است،ولی از نظر قانونی، تولیت مراکز دینی و مسجد الاقصی و موقوفههادر کرانه غربی، مربوط به دولت اردن هاشمی است و این قانون درگذشته بود و الان هم به قوت خود باقی است و هم اکنون هفتصدکارمند از طرف وزارت اوقاف اردن، در شهر قدس و غزه، تحت نظرآنان اداره میشود، سپس به «ماکت» بزرگ مسجد الاقصی که دربرابر ما قرار داشت، اشاره کرد و نقاطی را که صهیونیستهاتخریب کردهاند، بهمانشان داد وگفت: همه خرابیها از طرف دولتاردن ترمیم میشوند. سپس افزود در کیفیت مرمت مسجد ازهنرمندان کشورهای اسلامی از جمله ایران دعوت کردیم و ازپیشنهادهای همگان بهره گرفتیم. ب) مساله گرد آوری زکات در کشور اردن از اهمیت زیادیبرخوردار است که همگی زیر نظر وزارت اوقاف در موارد معین شدهمصرف میشوند و آنگاه به مراکز ایتام اشاره کرد و گفت: بسیاری از کودکان بیسرپرست و رها شده در این مراکز تربیت میشوند. ج) اماکن زیارتی، جزئی از فرهنگ و تمدن اسلامی استعلیرغم اندیشه برخی از فرقهها، دولت اردن به بازسازی ایناماکن اهتمام ورزیده و هم اکنون مقام شهدای موته در دستبازسازی است و مبلغ قابل توجهی در بازسازی مسجد و مراقد آنهااز طرف دولت صرف میشود. در دانشگاه موتهشهر موته با امان 135 کیلومتر فاصله دارد پس از طی این مسیروارد دانشگاه موته شدیم، پس از ورود به محوطه دانشگاه بااستقبال جناب آقای «عبدالحیات» و تنی چند روبرو شده، بهدفتر ریاست، راهنمایی شدیم،پس از مذاکرات مقدماتی، ریاستمحترم به بیان تاریخچه دانشگاه پرداخت، و گفت:چنین دانشگاهیدر نوع خود بینظیر است، زیرا این دانشگاه در سال 1982 به صورتیک دانشگاه نظامی تاسیس گردید ولی پس از چهار سال بخش دیگریدر قالب هفت دانشکده بر آن افزوده شد، مجموع دانشجویاندانشگاه را سیزده هزار نفر تشکیل میدهد که هزار نفر از آننظامی و باقیمانده غیر نظامی میباشند، سپس افزود در ایندانشگاه هشتصد دانشجوی خارجی نیز از کشورهای اسلامی تحصیل میکنند و این دانشگاه، تنها دانشگاه دولتی در استان «کرک»است. پس از شنیدن سخنان رئیس دانشگاه یادآ ور شدم که دانشگاه شمادر استان کرک و در نزدیکی شهر موته مدفن شهدای اسلام قرارگرفته است، و نام این شهر تداعی کننده خاطره ایثارگریهایسربازان اسلام است که با قلبی لبریز از ایمان در سر زمین غربتجام شهادت نوشیدهاند، و با ساز و برگ ابتدائی به نبرد دشمنمجهز به آخرین سلاح روز، رفتهاند، از این جهت لازم استبه ابعاداخلاقی و فرهنگی دانشجویان این دانشگاه اهمیتبسزائی داده شود،وضع دانشجویان دختر از نظر پوشش اسلامی خالی از التزام بهظواهر دینی بود. پس از پذیرائی مختصر، همراه با ریاست محترمبه سالن سخنرانی هدایتشدیم و در جایگاه خطابه قرار گرفتیم. از اینجا که این دانشگاه در کنار شهدای موته قرار گرفته، و هریک از این شهیدان برای خود مزاری دارند و مورد توجه مسلمانانجهانگرد و غیره میباشند; لازم دیدم موضوع سخن را درباره حفظآثار اسلامی که در طول چند قرن به دست ما رسیده است، قرار دهمزیرا جسته و گریخته آگاه شده بودم که وهابیان در این کشورتبلیغات زهر آگین خود را آغاز کرده و گروهی را نیز با تطمیعخریداری نمودهاند بالاءخص «ناصر الدین آلبانی» محدث اهل سنتو مروج مسلک وهابیت از دمشق به اردن منتقل شده و بساط تبلیغرا پهن کرده است، متاسفانه علماء و زعمای دینی اردن از منطقوهابیان آگاه نبوده و نمیتوانستند با آنان با منطق روبروشوند. مسجد سازی در کنار قبور شهدامسجد سازی در کنار قبور پیامبران و شهداء در کشورهای اسلامی یکامر عادی است، در سفر کوتاهم به «اردن» تمام مراقد پیامبرانرا پوشیده از مسجد دیدم، یعنی در کنار قبور آنها مساجدی استکه مردم آن محل، در اوقات مختلف در آنجا نماز میگزارند ، اینمساجد هر چند از مراقد پیامبران با دیواری جدا شدهاند، ولیناگفته پیداست در تمام مشاهد و مراقد اولیای الهی میخواستندمسجدی برپا کنند. از اینجا میتوان مسجد سازی در کنار مزار بزرگان الهی را یکمساله مورد اتفاق تلقی کرد، اتفاقی که یکی از مدارک استنباطحکم شرعی در فقه اسلامی به شمار میرود، و اگر چنین اتفاق راکنار نهیم، دیگر هیچ اجتماعی واجد ارزش نخواهد بود. قران مجیدیادآور میشود که پس از کشف قبور اصحاب کهف، مردم آن سرزمینبر دو دسته تقسیم شدند، گروهی مصر بودند که روی مدفن آنهابنای یادبودی بسازند، ولی گروهی دیگر که اکثریت مردم آنجا راتشکیل میدادند، میگفتند: باید روی مراقد آنها مسجد بسازیم،و قرآن هر دو نظریه را به عنوان تقدیر از هر گروه، نقل میکندچنانکه میفرماید: «فقالوا ابنوا علیهم بنیانا ربهم اعلمبهم و قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذن علیهممسجدا»(کهف:21). «برخی گفتند که روی قبور آنان بنای یادبود بسازید خدا از وضعآنها آگاهتر است، کسانی که بر گروه نخست پیروز شده بودند،گفتند: روی مدفن آنها مسجد بنا میکنیم». بازدید از کتابخانه دانشگاهبرای اقامه نماز، سالن سخنرانی را ترک گفته، در مسیر خود بهمسجد، از کتابخانه دانشگاه «موته» که دارای 000/280 جلدکتاب عربی و لاتینی بود، دیدن کردیم. محیط کتابخانه چندان خلوتنبود، دانشجویان برای مطالعه و نوشتن «تز» در قسمتهای مختلفدیده میشدند و جنب و جوش نشانه وجود تلاش آموزشی در آنها بود،پس از بازدید از قسمتهای گوناگون به سمت کامپیوتری که اسامیکتابها در آن ضبط گردیده است، هدایتشدیم، خواسته من این بودکه از تعداد کتب شیعی در آنجا، اطلاعاتی به دست آورم، نام هرکتابی را بردم از مسؤولان کامپیوتر پاسخ منفی شنیدم جز کتاب«شرایع الاسلام» محقق حلی و این کار مایه تاسف من گردید کهچگونه یک چنین مرکزی با داشتن هزاران مرجع خارجی به زبانهایگوناگون دستشان از کتب شیعه در موضوعات مختلف کوتاه است. یادآور میشوم، کتابهائی که به صورت سنگی چاپ شده برای نسلجوان عرب زبان قابل استفاده نیست، کتابهایی میتواند مفید واقعشود که به صورت روز پسند چاپ گردد. به امید روزی که در حوزههای علمیه شیعه، نهضت ارسال کتاب بهمراکز بزرگ آغاز گردد و مکتب غنی تشیع به جهانیان معرفی شود. کتابخانه را با تاسف فراوان ترک گفتیم، و به عزم زیارت قبورشهدای موته وارد صحن مزار شدیم. از حق نباید گذشت مزار شهدای موته به نحو بسیار استوار،بازسازی میشود زمزمه این بود که کاشیکاری گنبد مسجد حضرتجعفربن ابیطالب را دولت ایران بر عهده خواهد گرفتبه اینامید که روزی تمام مشاهد ویران شده بازسازی گردند. از مزار هر سه شهید، دیدن کردیم و به روان پاک آنها درودفرستادیم و در هوای لطیف بهاری، استان کرک را به عزم امان واستراحت در سفارت، ترک گفتیم، و از غیر مسیری که آمده بودیم،باز گشتیم، زیرا به هنگام آمدن از کنار «بحرالمیت» و سرزمینلوط، عبور کرده ، بالای کوه، صخره عظیمی را که شباهتی به انساندارد، مشاهده نمودیم که میگفتند: این صخره هیکل متحجر زن لوطاست که قرآن از او به بدی یاد میکند و میفرماید: «فنجیناه و اهله ... الا عجوزا فی الغابرین»(شعراء: 170- 171) «لوط و خاندان او را نجات داد جز پیر زنی (که جزءهلاک شدگان بود»). در آن سوی «بحرالمیت» دولت غاصب اسرائیل است، و استان کرکاستان مجاور با فلسطین اشغالی است و قسمت مجاور را «مفرغ»نیز میگویند، و در همان ایام بود که در روزنامه ها خواندیم(هزاران هکتار از زمینهای مفرغ را بازرگانان اسرائیلی، ازمالکان اردنی خریده و سند نیز صادر شده است، و در حقیقت،تاریخ خریداری زمینهای فلسطینیان در سالهای قبل 1948 تکرار میشود. اعاذنا الله و ایاکم من دسائس الکفار. بازدید از موسسه آل البیت (ع) و سخنرانی در دانشگاه اردنما در روز دوشنبه 14 / 2 /77 از دو مرکز فرهنگی و علمیبازدید کردیم. 1- بازدید از موسسه «آل البیت (ع) ». 2- دیدار با رئس دانشگاه اردن و سخنرانی در جمع اساتید ودانشجویان. دقایقی پس از ساعت9 صبح با جناب آقای حمید مکارم وابستهفرهنگی سفارت ایران در کشور اردن هاشمی به سوی موسسه حرکتکردیم، و در مدخل موسسه با استقبال گرم آقایان «دکتر ابراهیمشیوخ» معاون موسسه، و «دکتر فاروق جرار» و «دکتر حسینرواشده» روبه رو و به دفتر معاون هدایتشدیم، پس از گفتن خیرمقدم، از طرف جناب دکتر شیوخ و ابراز تشکر از طرف ما، محورسخن فعالیتهای مختلف موسسه در زمینههای موضوعات اسلامی به ویژهدر تقریب بین مذاهب اسلامی بود، آقای دکتر شیوخ، اظهار داشت کهاین موسسه که از سال 1982 تا کنون پنج کنفرانس در امان،رباط و لندن در زمینه حقوق بشر در اسلام، وقف اسلامی،زکات وتقریب بین مذاهب بر پا کرده است، موضوع کنفرانس برای سالآینده را، مساله «جایگاه اجتهاد در اسلام» قرار داده است. وقتی سخن وی به موضوع کنفرانس در سال آینده، «جایگاه اجتهاددر اسلام» رسید فرصت را مغتنم شمرده، رشته سخن را به دستگرفته، در این مورد بیان داشتم: «اجتهاد یکی از پایههایخاتمیت رسالت رسول خاتم (ص) است و اگر این اصل را کناربگذاریم، خاتمیتشریعت اسلام دچار مشکل «لاینحل» میگردد وشریعت اسلامی نخواهد توانست تکلیف رویدادهای جدید و نوظهوری کهحکم آنها درقرآن و سنت منعکس نیست، روشن سازد، لذا مسلمانانبا در گذشت پیامبر(ص) با رویدادهایی روبه رو شدند که هر گز درکتاب و سنت مطرح نبود هر چند استخراج حکم آنها از قوانین کلی، امکان پذیر بود». در سفر گذشته، رئیس موسسه آل البیت (ع) جناب آقای «ناصرالدینالاسد» تعدادی از آثار چاپ شده موسسه را به کتابخانه امامصادق (ع) اهدا کرد من هم یک دوره کتاب «مفاهیم القرآن» درهفت جلد اهدا کردم ضمنا یاد آور شدم که مساله «اجتهاد» وسرگذشت آن در اعصار گذشته در جلد سوم این مجموعه مطرح شدهاست. احساس کردم که دوستان حاضر در مجلس علاقه مندند که جایبحث را مشخص کنم فورا جلد سوم را باز کردم و عرض کردم که درصفحات (271 288) این موضوع مطرح شده است. از رئیس موسسهجناب آقای «ناصرالدین الاسد» سراغ گرفتم گفتند: ایشان درمسافرت هستند. وقت دیدار بسیار فشرده بود، بنا بود در دانشگاه اردن دیداریبا رئیس و اساتید داشته باشم و در سالن اجتماعات سخنرانی کنم،در عین حال نخواستم در مساله تقریب مذاهب نظر خود را بیاننکنم لذا یاد آور شدم تقریب یکی از آرزوهای دیرینه مصلحاناست، ولی واقعیت تقریب (نه در حد شعار) در گرو شناخت مذاهباسلامی است، و تقریب بدون شناخت امکان پذیر نیست. به عبارت دیگر: جهل به عقائد دیگران باعث دوری از هم می باشد،به امید آن که موسسه آل البیت (ع) (والاسماءتنزل من السماء)چهره واقعی مذاهب اهل البیت (ع) را بشناساند در این صورت ماخواهیم دید که مشترکات ما بیش از مفترقات ما ست و در حد تعبیرمعلم بزرگ مرحوم «سید عبدالحسین شرف الدین» خطاب به علمایاهل سنت در لبنان و غیره «ما یقربنا اکثر ممایفرقنا». یاد آور شدم جمهوری اسلامی در ایران برای تقریب گامهای بلندیبرداشته و برای همین موضوع موسسهای به نام «مجمع التقریب بینالمذاهب» تاسیس نموده است و پیوسته پیام خود را وسیلهمجلهای به نام «رسالهالتقریب» به علاقه مندان تقریب میرساندو این مجله هر دو ماه یک بار منتشر میشود. حاضران در مجلس در خواست نمودند که مجله مزبور برای آنانارسال گردد، ما هم پس از بازگشتبه ایران، به دفتر «تقریب»در خواست آقایان را رسانیدیم. دیدار ما با هیات علمی موسسهتحقیقی آل البیت (ع) به پایان رسید، برای سخنرانی در دانشگاهاردن به سرعت رهسپار سفارت ایران شدیم تا به اتفاق سفیرجمهوری اسلامی ایران به دانشگاه برویم. کشور اردن نسبتبه کشورهای مجاور، یک کشور دانشگاهی است، ازخارج دانشجو می پذیرد، استاد نیز اعزام میکند، یعنی بیش ازنیاز جمعیتخود، دانشگاه در رشتههای مختلف دارد و دانشگاهبزرگ آن دانشگاه اردن است که در پایتخت کشور «امان» است. ازنظر وسعت در نوع خود کم نظیر و در خور کشوری است که میگویندنودوپنج در صد آن با سواد است و مطبوعات روزانه آن، گواهبرصدق نسبتیاد شده میباشد. سخنرانی اینجانب قبلا در جرایدامان اعلام شده بود، در روزنامه صبح «الرای» مورخ 4/ 5/ 98آگهی به شرح زیر چاپ شده بود: طبق گزارش روزنامه «الدستور» دانشگاه اردن صبح دوشنبه،پذیرای مهمانی از جمهوری اسلامی ایران حضرت آیهالله جعفرسبحانی استسخنرانی تحت عنوان: «تقریب میان مذاهب اسلامی». محل سخنرانی، آمفیتئاتر «محمد علی مدیر» واقع در ساختمانخود دانشگاه. درج آگهی در روزنامه سبب شد که اجتماع بسیارفشردهای در سالن پدید آید به گونهای که پس از ورود به دانشگاهیک سره به سوی سالن هدایتشدیم، دیگر مجال آن نبود که در دفتررئیس دانشگاهها کمی استراحت کنیم و از خصوصیاتدانشگاههاطلاعاتی به دست آوریم. موضوع سخن، تقریب بین مذاهب اسلامی بود که متن کامل آن درشماره 8 سال 38 مجله مکتب اسلام چاپ شد. سپس وزیر محترم اوقاف و شوون اسلامیه به جایگاه آمد. ازسخنرانی و محتوای سخن و از نقش جمهوری اسلامی ایران و اهتماماو به امور مسلمانان و از سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران درامان که در پرتو سعی و تلاش او چنین سخنرانی بر گزار شده، تشکرنمود. ولی مجلس به این جا خاتمه نیافت، از طرف حاضران بالاخص علما ودانشجویان سوالاتی مطرح شد که پس از سخنرانی، و استراحت مختصر،با ضیافت نهار از ما پذیرائی نمودند و رئیس اخوان المسلمینشاخه اردن نیز در مجلس حضور داشت، آنگاه با همه خداحافظیکرده، راهی سفارت شدیم. دیدار با دکتر عبدالعزیز الخیاطآقای دکتر عبدالعزیز خیاط دانشمند اردنی است که در سال1343در اردن دیده به جهان گشوده و مدتها وزیر اوقاف اردن بود وآثار و تالیفاتی در فقه و غیره دارد. از آثار ارزشمند اوکتاب «بانکداری در اسلام و زکات در فقه اسلامی و تاریخ التشریعالاسلامی» است. اینجانب با ایشان در سمیناری که در سال 1371 درترکیه بر گزار شد، آشنا شدم و در برخی از کنفرانسهای بینالمللی وحدت اسلامی در تهران نیز دیداری داشتیم، در سفر نخستبه اردن، در موسسه آل البیتبا وی ملاقات نموده، در ضیافتنهاری که موسسه ترتیب داده بود، او نیز حضور داشت. وی در کنفرانسی که صبح در دانشگاه اردن بر گزار شد، حضورداشت. علاقه مند بود که دیداری باهم داشته باشیم از این جهتمقرر شد، که عصر در سفارت ایران دیدار انجام گردد. او از سخنرانی اینجانب در دانشگاه اردن تشکر کرد و گفت: ایندیدارها بسیار مفید و سودمند است و بر لزوم استمرار آن تاکیدفرمود و آخرین اثر خود را به اینجانب اهدا نمود. بنده نیزمتقابلا برخی از آثارم را تقدیم محضرش کردم. او نه تنها از صلحبین اعراب و اسرائیل ناراحتبود، بلکه میگفت: اعراب به سویصلح «هروله» میکنند و به تعبیر ما میشتابند تو گوئیگمشدهای دارند که به دنبال آن میروند سخنرانی در دانشگاه یرموکسه شنبه (15/2/77) چهارمین روز ورود اینجانب به کشور اردنهاشمی بود، دانشگاه دولتی «یرموک» به نام استان یرموکنامیده شده است. و پیش از ورود ما به اردن مذاکرهای میان رئیسدانشگاه و سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران، انجام گرفته، ودرخواست کرده بودند که در آنجا دیدار و سخنرانی داشته باشیم ومحور سخن «وحدت اسلامی» باشد. ساعت نه صبح به همراه آقایان «محمد علی» سفیر و «حمیدمکارم» وابسته فرهنگی، «امان» را به قصد «یرموک» ترکگفتیم، پس از طی مسافتی به درب دانشگاه رسیدیم. در نیمه راه،راننده اتومبیل ما که راننده رسمی سفارت و اهل اردن میباشد،مشاهده کرد راننده ماشین دیگری که ارتباطی به ما نداشت، پوستپرتقال را از ماشین به سمتخیابان پرت کرد، با بوق زدن واشاره با دست، عمل او را تقبیح کرد و من فهمیدم که نظافتشهرهای اردن معلول انضباط مردم آنجاست. در هر حال، ماشین واردمحیط دانشگاه شد و در مقابل ساختمان ریاست دانشگاه توقف کردرئیس دانشگاه آقای دکتر «فائزالخصاونه» که دکترا در فیزیکدارد، با برخی از معاونان خود از ما استقبال نمود، و ما را بهاتاق مخصوص خود راهنمایی کرد، سخن از دانشگاه یرموک به میانآمد، من توضیحاتی خواستم او چنین گفت: «این دانشگاه در سال1966 میلادی تاسیس شده و دارای پانزده هزار دانشجو با هفتصداستاد است و در چند رشته تا مقطع دکترا پیش رفته است». ایشان در ادامه اظهار داشت که من مدت کمی است که به ریاست ایندانشگاه منصوب شدهام و یادآور شد که یک بار به ایران آمده واز کارخانه ماشین سازی تبریز دیدن کرده است. در این نشست کوتاه آگاه شدم که این دانشگاه رشته الهیات نیزدارد، و فقه چهار مذهب اهل سنت تدریس میشود ولی از فقه جعفریخبری نیست، پیشنهاد کردم که کرسی فقه جعفری را نیز تاسیسکنند و فقه اسلامی به صورت مقارن تدریس شود، زیرا تلاقی افکارمیتواند روشنی بخش موضوع باشد. گفتم: ما در حوزه علمیه قم، فقه را به صورت مقارن تدریس میکنیم، یعنی تاریخ مساله، و اقوال و آرای فقهای اسلام را مطرحکرده، احیانا ادله برخی را ذکر میکنیم. سپس مساله را ازطریق خود یعنی مراجعه به کتاب و سنت و روایات اهل بیت (ع)مورد بررسی قرار میدهیم. او پیشنهاد بنده را پذیرفت و گفت: این کار، با همکاری شما ازنظر اعزام استاد و تهیه مصادر و مراجع، میتواند جامه عملبپوشد. باید توجه نمود که تاسیس فقه جعفری در گرو تحقیق چهار چیزاست تا در پرتو آن، آرمان دیرینه شیعه جامه عمل بپوشد. 1- استاد مسلط بر فقه شیعه. 2- تسلط بر زبان عربی. 3- آگاهی از مبانی فقهی اهل سنت. 4- داشتن مدرک معتبر که با ضوابط دانشگاههای جهان تطبیقنماید. ولی اجتماع این شرائط در محیط ما در یک نفر بسیار کماست و افراد واجد شرائط، به این کار تن نمیدهند از این جهتفقه شیعه به وسیله خود او زندانی شده و به مجامع علمی جهانکمتر راه یافته است. اگر روزی این آرزو تحقق پذیرفت، بایدنقطه شروع، مسائل مربوط به احوال شخصیه باشد،یعنی مسائل مربوطبه نکاح و طلاق، و اقرار و وصیت و میراث تدریس شود زیرا درکشورهای عربی، این نوع مسائل بیش از دیگر مسائل مورد نیاز میباشد و تدریس فقه به صورت «مقارن» پرده از عظمت فقه شیعه برمی دارد و مشترکات میان دو گروه، در این ابواب فزون از حداست، و به یک معنی فقه شیعه از تجلی خاصی بر خوردار است. زیراحقوق زن در این مکتب کاملا محفوظ است در حالی که فتاوای اهلسنت در میراث زن، غالبا به محرومیت او تمام می شود و این خود،گفتگوی گستردهای می طلبد، که شاید در آینده به آن اشاره کنیم. سر انجام همراه آقای دکتر «فائزالخصاونه» به سالن سخنرانیرفته، مجری برنامه پس از معرفی در خواست نمود که اینجانب درباره وحدت اسلامی سخن بگویم. پس از حمد و درود به روان پاکمحمد مصطفی و اهل بیت طاهر و یاران برگزیده او و تلاوت آیهایاز قرآن سخن خود را چنین آغاز کردم: «السلام علی الاخوه والاخوات جمیعا و رحمهالله و برکاته». موضوع سخن، تحقق بخشیدن به تقریب میان مسلمانان است، که گاهیاز آن به «وحدت اسلامی» نیز تعبیر میکنند، تقریبی که برخیآن را از محالات دانسته، و برخی دیگر آن را از فرائض میدانندببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا، هر گاه نقطه بحث را بازکنیم، روشن میشود که تقریب جزء ممتنعات استیا جزءواجبات؟. والسلام - بهمن ۱۳۷۷ پی نوشت: 1- این گزارش خلاصه از چهار بخش مفصل سفر ایشان به کشور اردنهاشمی است که در چهار شماره پیاپی مکتب اسلام سال 38 از شماره8 تا 10 آمده است. |