گزارش سفر آیه الله سبحانی به کشور اردن (1)

گام در صحن مسجد ملک عبدالله نهاده، با استقبال دکتر«عبدالسلام‏» وزیر اوقاف و تنی چند از مسئولان دفتر ایشان‏روبرو و آنگاه همراه ایشان به تالار تشریفات هدایت‏شدیم پس ازسپاس و اظهار خوشحالی در روند روابط میان دو «کشور اسلامی‏»ایشان در خواست کرد تا از سالن دیدن کنیم. در ضمن دیدار این‏نکات را یادآور شد:

الف) هر چند قدس شریف و مسجد الاقصی در اشغال صهیونیستها است،ولی از نظر قانونی، تولیت مراکز دینی و مسجد الاقصی و موقوفه‏هادر کرانه غربی، مربوط به دولت اردن هاشمی است و این قانون درگذشته بود و الان هم به قوت خود باقی است و هم اکنون هفتصدکارمند از طرف وزارت اوقاف اردن، در شهر قدس و غزه، تحت نظرآنان اداره می‏شود، سپس به «ماکت‏» بزرگ مسجد الاقصی که دربرابر ما قرار داشت، اشاره کرد و نقاطی را که صهیونیستهاتخریب کرده‏اند، به‏مانشان داد وگفت: همه خرابیها از طرف دولت‏اردن ترمیم می‏شوند. سپس افزود در کیفیت مرمت مسجد ازهنرمندان کشورهای اسلامی از جمله ایران دعوت کردیم و ازپیشنهادهای همگان بهره گرفتیم.

ب) مساله گرد آوری زکات در کشور اردن از اهمیت زیادی‏برخوردار است که همگی زیر نظر وزارت اوقاف در موارد معین شده‏مصرف می‏شوند و آنگاه به مراکز ایتام اشاره کرد و گفت: بسیاری از کودکان بی‏سرپرست و رها شده در این مراکز تربیت می‏شوند.

ج) اماکن زیارتی، جزئی از فرهنگ و تمدن اسلامی است‏علیرغم اندیشه برخی از فرقه‏ها، دولت اردن به بازسازی این‏اماکن اهتمام ورزیده و هم اکنون مقام شهدای موته در دست‏بازسازی است و مبلغ قابل توجهی در بازسازی مسجد و مراقد آنهااز طرف دولت صرف می‏شود.

در دانشگاه موته

شهر موته با امان 135 کیلومتر فاصله دارد پس از طی این مسیروارد دانشگاه موته شدیم، پس از ورود به محوطه دانشگاه بااستقبال جناب آقای «عبدالحیات‏» و تنی چند روبرو شده، به‏دفتر ریاست، راهنمایی شدیم،پس از مذاکرات مقدماتی، ریاست‏محترم به بیان تاریخچه دانشگاه پرداخت، و گفت:چنین دانشگاهی‏در نوع خود بی‏نظیر است، زیرا این دانشگاه در سال 1982 به صورت‏یک دانشگاه نظامی تاسیس گردید ولی پس از چهار سال بخش دیگری‏در قالب هفت دانشکده بر آن افزوده شد، مجموع دانشجویان‏دانشگاه را سیزده هزار نفر تشکیل می‏دهد که هزار نفر از آن‏نظامی و باقیمانده غیر نظامی می‏باشند، سپس افزود در این‏دانشگاه هشت‏صد دانشجوی خارجی نیز از کشورهای اسلامی تحصیل می‏کنند و این دانشگاه، تنها دانشگاه دولتی در استان «کرک‏»است.

پس از شنیدن سخنان رئیس دانشگاه یادآ ور شدم که دانشگاه شمادر استان کرک و در نزدیکی شهر موته مدفن شهدای اسلام قرارگرفته است، و نام این شهر تداعی کننده خاطره ایثارگریهای‏سربازان اسلام است که با قلبی لبریز از ایمان در سر زمین غربت‏جام شهادت نوشیده‏اند، و با ساز و برگ ابتدائی به نبرد دشمن‏مجهز به آخرین سلاح روز، رفته‏اند، از این جهت لازم است‏به ابعاداخلاقی و فرهنگی دانشجویان این دانشگاه اهمیت‏بسزائی داده شود،وضع دانشجویان دختر از نظر پوشش اسلامی خالی از التزام به‏ظواهر دینی بود. پس از پذیرائی مختصر، همراه با ریاست محترم‏به سالن سخنرانی هدایت‏شدیم و در جایگاه خطابه قرار گرفتیم.

از اینجا که این دانشگاه در کنار شهدای موته قرار گرفته، و هریک از این شهیدان برای خود مزاری دارند و مورد توجه مسلمانان‏جهانگرد و غیره می‏باشند; لازم دیدم موضوع سخن را درباره حفظ‏آثار اسلامی که در طول چند قرن به دست ما رسیده است، قرار دهم‏زیرا جسته و گریخته آگاه شده بودم که وهابیان در این کشورتبلیغات زهر آگین خود را آغاز کرده و گروهی را نیز با تطمیع‏خریداری نموده‏اند بالاءخص «ناصر الدین آلبانی‏» محدث اهل سنت‏و مروج مسلک وهابیت از دمشق به اردن منتقل شده و بساط تبلیغ‏را پهن کرده است، متاسفانه علماء و زعمای دینی اردن از منطق‏وهابیان آگاه نبوده و نمی‏توانستند با آنان با منطق روبروشوند.

مسجد سازی در کنار قبور شهدا

مسجد سازی در کنار قبور پیامبران و شهداء در کشورهای اسلامی یک‏امر عادی است، در سفر کوتاهم به «اردن‏» تمام مراقد پیامبران‏را پوشیده از مسجد دیدم، یعنی در کنار قبور آنها مساجدی است‏که مردم آن محل، در اوقات مختلف در آنجا نماز می‏گزارند ، این‏مساجد هر چند از مراقد پیامبران با دیواری جدا شده‏اند، ولی‏ناگفته پیداست در تمام مشاهد و مراقد اولیای الهی می‏خواستندمسجدی برپا کنند.

از اینجا می‏توان مسجد سازی در کنار مزار بزرگان الهی را یک‏مساله مورد اتفاق تلقی کرد، اتفاقی که یکی از مدارک استنباطحکم شرعی در فقه اسلامی به شمار می‏رود، و اگر چنین اتفاق راکنار نهیم، دیگر هیچ اجتماعی واجد ارزش نخواهد بود. قران مجیدیادآور می‏شود که پس از کشف قبور اصحاب کهف، مردم آن سرزمین‏بر دو دسته تقسیم شدند، گروهی مصر بودند که روی مدفن آنهابنای یادبودی بسازند، ولی گروهی دیگر که اکثریت مردم آنجا راتشکیل می‏دادند، می‏گفتند: باید روی مراقد آنها مسجد بسازیم،و قرآن هر دو نظریه را به عنوان تقدیر از هر گروه، نقل می‏کندچنانکه می‏فرماید: «فقالوا ابنوا علیهم بنیانا ربهم اعلم‏بهم و قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذن علیهم‏مسجدا»(کهف:21).

«برخی گفتند که روی قبور آنان بنای یادبود بسازید خدا از وضع‏آنها آگاهتر است، کسانی که بر گروه نخست پیروز شده بودند،گفتند: روی مدفن آنها مسجد بنا می‏کنیم‏».

بازدید از کتابخانه دانشگاه

برای اقامه نماز، سالن سخنرانی را ترک گفته، در مسیر خود به‏مسجد، از کتابخانه دانشگاه «موته‏» که دارای 000/280 جلدکتاب عربی و لاتینی بود، دیدن کردیم. محیط کتابخانه چندان خلوت‏نبود، دانشجویان برای مطالعه و نوشتن «تز» در قسمتهای مختلف‏دیده می‏شدند و جنب و جوش نشانه وجود تلاش آموزشی در آنها بود،پس از بازدید از قسمتهای گوناگون به سمت کامپیوتری که اسامی‏کتابها در آن ضبط گردیده است، هدایت‏شدیم، خواسته من این بودکه از تعداد کتب شیعی در آنجا، اطلاعاتی به دست آورم، نام هرکتابی را بردم از مسؤولان کامپیوتر پاسخ منفی شنیدم جز کتاب‏«شرایع الاسلام‏» محقق حلی و این کار مایه تاسف من گردید که‏چگونه یک چنین مرکزی با داشتن هزاران مرجع خارجی به زبان‏های‏گوناگون دستشان از کتب شیعه در موضوعات مختلف کوتاه است.

یادآور می‏شوم، کتابهائی که به صورت سنگی چاپ شده برای نسل‏جوان عرب زبان قابل استفاده نیست، کتابهایی می‏تواند مفید واقع‏شود که به صورت روز پسند چاپ گردد.

به امید روزی که در حوزه‏های علمیه شیعه، نهضت ارسال کتاب به‏مراکز بزرگ آغاز گردد و مکتب غنی تشیع به جهانیان معرفی شود.

کتابخانه را با تاسف فراوان ترک گفتیم، و به عزم زیارت قبورشهدای موته وارد صحن مزار شدیم.

از حق نباید گذشت مزار شهدای موته به نحو بسیار استوار،بازسازی می‏شود زمزمه این بود که کاشیکاری گنبد مسجد حضرت‏جعفربن ابی‏طالب را دولت ایران بر عهده خواهد گرفت‏به این‏امید که روزی تمام مشاهد ویران شده بازسازی گردند.

از مزار هر سه شهید، دیدن کردیم و به روان پاک آنها درودفرستادیم و در هوای لطیف بهاری، استان کرک را به عزم امان واستراحت در سفارت، ترک گفتیم، و از غیر مسیری که آمده بودیم،باز گشتیم، زیرا به هنگام آمدن از کنار «بحرالمیت‏» و سرزمین‏لوط، عبور کرده ، بالای کوه، صخره عظیمی را که شباهتی به انسان‏دارد، مشاهده نمودیم که می‏گفتند: این صخره هیکل متحجر زن لوط‏است که قرآن از او به بدی یاد می‏کند و می‏فرماید:

«فنجیناه و اهله ... الا عجوزا فی الغابرین‏»(شعراء: 170- 171) «لوط و خاندان او را نجات داد جز پیر زنی (که جزءهلاک شدگان بود»).

در آن سوی «بحرالمیت‏» دولت غاصب اسرائیل است، و استان کرک‏استان مجاور با فلسطین اشغالی است و قسمت مجاور را «مفرغ‏»نیز می‏گویند، و در همان ایام بود که در روزنامه ها خواندیم(هزاران هکتار از زمین‏های مفرغ را بازرگانان اسرائیلی، ازمالکان اردنی خریده و سند نیز صادر شده است، و در حقیقت،تاریخ خریداری زمین‏های فلسطینیان در سالهای قبل 1948 تکرار می‏شود. اعاذنا الله و ایاکم من دسائس الکفار.

بازدید از موسسه آل البیت (ع) و سخنرانی در دانشگاه اردن

ما در روز دوشنبه 14 / 2 /77 از دو مرکز فرهنگی و علمی‏بازدید کردیم.

1- بازدید از موسسه «آل البیت (ع) ». 2- دیدار با رئس دانشگاه اردن و سخنرانی در جمع اساتید ودانشجویان.

دقایقی پس از ساعت‏9 صبح با جناب آقای حمید مکارم وابسته‏فرهنگی سفارت ایران در کشور اردن هاشمی به سوی موسسه حرکت‏کردیم، و در مدخل موسسه با استقبال گرم آقایان «دکتر ابراهیم‏شیوخ‏» معاون موسسه، و «دکتر فاروق جرار» و «دکتر حسین‏رواشده‏» روبه رو و به دفتر معاون هدایت‏شدیم، پس از گفتن خیرمقدم، از طرف جناب دکتر شیوخ و ابراز تشکر از طرف ما، محورسخن فعالیت‏های مختلف موسسه در زمینه‏های موضوعات اسلامی به ویژه‏در تقریب بین مذاهب اسلامی بود، آقای دکتر شیوخ، اظهار داشت که‏این موسسه که از سال 1982 تا کنون پنج کنفرانس در امان،رباط و لندن در زمینه حقوق بشر در اسلام، وقف اسلامی،زکات وتقریب بین مذاهب بر پا کرده است، موضوع کنفرانس برای سال‏آینده را، مساله «جایگاه اجتهاد در اسلام‏» قرار داده است.

وقتی سخن وی به موضوع کنفرانس در سال آینده، «جایگاه اجتهاددر اسلام‏» رسید فرصت را مغتنم شمرده، رشته سخن را به دست‏گرفته، در این مورد بیان داشتم: «اجتهاد یکی از پایه‏های‏خاتمیت رسالت رسول خاتم (ص) است و اگر این اصل را کناربگذاریم، خاتمیت‏شریعت اسلام دچار مشکل «لاینحل‏» می‏گردد وشریعت اسلامی نخواهد توانست تکلیف رویدادهای جدید و نوظهوری که‏حکم آنها درقرآن و سنت منعکس نیست، روشن سازد، لذا مسلمانان‏با در گذشت پیامبر(ص) با رویدادهایی روبه رو شدند که هر گز درکتاب و سنت مطرح نبود هر چند استخراج حکم آنها از قوانین کلی، امکان پذیر بود».

در سفر گذشته، رئیس موسسه آل البیت (ع) جناب آقای «ناصرالدین‏الاسد» تعدادی از آثار چاپ شده موسسه را به کتابخانه امام‏صادق (ع) اهدا کرد من هم یک دوره کتاب «مفاهیم القرآن‏» درهفت جلد اهدا کردم ضمنا یاد آور شدم که مساله «اجتهاد» وسرگذشت آن در اعصار گذشته در جلد سوم این مجموعه مطرح شده‏است. احساس کردم که دوستان حاضر در مجلس علاقه مندند که جای‏بحث را مشخص کنم فورا جلد سوم را باز کردم و عرض کردم که درصفحات (271 288) این موضوع مطرح شده است. از رئیس موسسه‏جناب آقای «ناصرالدین الاسد» سراغ گرفتم گفتند: ایشان درمسافرت هستند.

وقت دیدار بسیار فشرده بود، بنا بود در دانشگاه اردن دیداری‏با رئیس و اساتید داشته باشم و در سالن اجتماعات سخنرانی کنم،در عین حال نخواستم در مساله تقریب مذاهب نظر خود را بیان‏نکنم لذا یاد آور شدم تقریب یکی از آرزوهای دیرینه مصلحان‏است، ولی واقعیت تقریب (نه در حد شعار) در گرو شناخت مذاهب‏اسلامی است، و تقریب بدون شناخت امکان پذیر نیست.

به عبارت دیگر: جهل به عقائد دیگران باعث دوری از هم می باشد،به امید آن که موسسه آل البیت (ع) (والاسماءتنزل من السماء)چهره واقعی مذاهب اهل البیت (ع) را بشناساند در این صورت ماخواهیم دید که مشترکات ما بیش از مفترقات ما ست و در حد تعبیرمعلم بزرگ مرحوم «سید عبدالحسین شرف الدین‏» خطاب به علمای‏اهل سنت در لبنان و غیره «ما یقربنا اکثر ممایفرقنا».

یاد آور شدم جمهوری اسلامی در ایران برای تقریب گامهای بلندی‏برداشته و برای همین موضوع موسسه‏ای به نام «مجمع التقریب بین‏المذاهب‏» تاسیس نموده است و پیوسته پیام خود را وسیله‏مجله‏ای به نام «رساله‏التقریب‏» به علاقه مندان تقریب می‏رساندو این مجله هر دو ماه یک بار منتشر می‏شود.

حاضران در مجلس در خواست نمودند که مجله مزبور برای آنان‏ارسال گردد، ما هم پس از بازگشت‏به ایران، به دفتر «تقریب‏»در خواست آقایان را رسانیدیم. دیدار ما با هیات علمی موسسه‏تحقیقی آل البیت (ع) به پایان رسید، برای سخنرانی در دانشگاه‏اردن به سرعت رهسپار سفارت ایران شدیم تا به اتفاق سفیرجمهوری اسلامی ایران به دانشگاه برویم.

کشور اردن نسبت‏به کشورهای مجاور، یک کشور دانشگاهی است، ازخارج دانشجو می پذیرد، استاد نیز اعزام می‏کند، یعنی بیش ازنیاز جمعیت‏خود، دانشگاه در رشته‏های مختلف دارد و دانشگاه‏بزرگ آن دانشگاه اردن است که در پایتخت کشور «امان‏» است. ازنظر وسعت در نوع خود کم نظیر و در خور کشوری است که می‏گویندنودوپنج در صد آن با سواد است و مطبوعات روزانه آن، گواه‏برصدق نسبت‏یاد شده می‏باشد. سخنرانی اینجانب قبلا در جرایدامان اعلام شده بود، در روزنامه صبح «الرای‏» مورخ 4/ 5/ 98آگهی به شرح زیر چاپ شده بود:

طبق گزارش روزنامه «الدستور» دانشگاه اردن صبح دوشنبه،پذیرای مهمانی از جمهوری اسلامی ایران حضرت آیه‏الله جعفرسبحانی است‏سخنرانی تحت عنوان: «تقریب میان مذاهب اسلامی‏».

محل سخنرانی، آمفی‏تئاتر «محمد علی مدیر» واقع در ساختمان‏خود دانشگاه. درج آگهی در روزنامه سبب شد که اجتماع بسیارفشرده‏ای در سالن پدید آید به گونه‏ای که پس از ورود به دانشگاه‏یک سره به سوی سالن هدایت‏شدیم، دیگر مجال آن نبود که در دفتررئیس دانشگاهها کمی استراحت کنیم و از خصوصیات‏دانشگاههاطلاعاتی به دست آوریم.

موضوع سخن، تقریب بین مذاهب اسلامی بود که متن کامل آن درشماره 8 سال 38 مجله مکتب اسلام چاپ شد.

سپس وزیر محترم اوقاف و شوون اسلامیه به جایگاه آمد. ازسخنرانی و محتوای سخن و از نقش جمهوری اسلامی ایران و اهتمام‏او به امور مسلمانان و از سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران درامان که در پرتو سعی و تلاش او چنین سخنرانی بر گزار شده، تشکرنمود.

ولی مجلس به این جا خاتمه نیافت، از طرف حاضران بالاخص علما ودانشجویان سوالاتی مطرح شد که پس از سخنرانی، و استراحت مختصر،با ضیافت نهار از ما پذیرائی نمودند و رئیس اخوان المسلمین‏شاخه اردن نیز در مجلس حضور داشت، آنگاه با همه خداحافظی‏کرده، راهی سفارت شدیم.

دیدار با دکتر عبدالعزیز الخیاط

آقای دکتر عبدالعزیز خیاط دانشمند اردنی است که در سال‏1343در اردن دیده به جهان گشوده و مدتها وزیر اوقاف اردن بود وآثار و تالیفاتی در فقه و غیره دارد. از آثار ارزشمند اوکتاب «بانکداری در اسلام و زکات در فقه اسلامی و تاریخ التشریع‏الاسلامی‏» است. اینجانب با ایشان در سمیناری که در سال 1371 درترکیه بر گزار شد، آشنا شدم و در برخی از کنفرانسهای بین‏المللی وحدت اسلامی در تهران نیز دیداری داشتیم، در سفر نخست‏به اردن، در موسسه آل البیت‏با وی ملاقات نموده، در ضیافت‏نهاری که موسسه ترتیب داده بود، او نیز حضور داشت.

وی در کنفرانسی که صبح در دانشگاه اردن بر گزار شد، حضورداشت. علاقه مند بود که دیداری باهم داشته باشیم از این جهت‏مقرر شد، که عصر در سفارت ایران دیدار انجام گردد.

او از سخنرانی اینجانب در دانشگاه اردن تشکر کرد و گفت: این‏دیدارها بسیار مفید و سودمند است و بر لزوم استمرار آن تاکیدفرمود و آخرین اثر خود را به اینجانب اهدا نمود. بنده نیزمتقابلا برخی از آثارم را تقدیم محضرش کردم. او نه تنها از صلح‏بین اعراب و اسرائیل ناراحت‏بود، بلکه می‏گفت: اعراب به سوی‏صلح «هروله‏» می‏کنند و به تعبیر ما می‏شتابند تو گوئی‏گمشده‏ای دارند که به دنبال آن می‏روند

سخنرانی در دانشگاه یرموک

سه شنبه (15/2/77) چهارمین روز ورود اینجانب به کشور اردن‏هاشمی بود، دانشگاه دولتی «یرموک‏» به نام استان یرموک‏نامیده شده است. و پیش از ورود ما به اردن مذاکره‏ای میان رئیس‏دانشگاه و سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران، انجام گرفته، ودرخواست کرده بودند که در آنجا دیدار و سخنرانی داشته باشیم ومحور سخن «وحدت اسلامی‏» باشد.

ساعت نه صبح به همراه آقایان «محمد علی‏» سفیر و «حمیدمکارم‏» وابسته فرهنگی، «امان‏» را به قصد «یرموک‏» ترک‏گفتیم، پس از طی مسافتی به درب دانشگاه رسیدیم. در نیمه راه،راننده اتومبیل ما که راننده رسمی سفارت و اهل اردن می‏باشد،مشاهده کرد راننده ماشین دیگری که ارتباطی به ما نداشت، پوست‏پرتقال را از ماشین به سمت‏خیابان پرت کرد، با بوق زدن واشاره با دست، عمل او را تقبیح کرد و من فهمیدم که نظافت‏شهرهای اردن معلول انضباط مردم آنجاست. در هر حال، ماشین واردمحیط دانشگاه شد و در مقابل ساختمان ریاست دانشگاه توقف کردرئیس دانشگاه آقای دکتر «فائزالخصاونه‏» که دکترا در فیزیک‏دارد، با برخی از معاونان خود از ما استقبال نمود، و ما را به‏اتاق مخصوص خود راهنمایی کرد، سخن از دانشگاه یرموک به میان‏آمد، من توضیحاتی خواستم او چنین گفت: «این دانشگاه در سال‏1966 میلادی تاسیس شده و دارای پانزده هزار دانشجو با هفتصداستاد است و در چند رشته تا مقطع دکترا پیش رفته است‏».

ایشان در ادامه اظهار داشت که من مدت کمی است که به ریاست این‏دانشگاه منصوب شده‏ام و یادآور شد که یک بار به ایران آمده واز کارخانه ماشین سازی تبریز دیدن کرده است.

در این نشست کوتاه آگاه شدم که این دانشگاه رشته الهیات نیزدارد، و فقه چهار مذهب اهل سنت تدریس می‏شود ولی از فقه جعفری‏خبری نیست، پیشنهاد کردم که کرسی فقه جعفری را نیز تاسیس‏کنند و فقه اسلامی به صورت مقارن تدریس شود، زیرا تلاقی افکارمی‏تواند روشنی بخش موضوع باشد.

گفتم: ما در حوزه علمیه قم، فقه را به صورت مقارن تدریس می‏کنیم، یعنی تاریخ مساله، و اقوال و آرای فقهای اسلام را مطرح‏کرده، احیانا ادله برخی را ذکر می‏کنیم. سپس مساله را ازطریق خود یعنی مراجعه به کتاب و سنت و روایات اهل بیت (ع)مورد بررسی قرار می‏دهیم.

او پیشنهاد بنده را پذیرفت و گفت: این کار، با همکاری شما ازنظر اعزام استاد و تهیه مصادر و مراجع، می‏تواند جامه عمل‏بپوشد.

باید توجه نمود که تاسیس فقه جعفری در گرو تحقیق چهار چیزاست تا در پرتو آن، آرمان دیرینه شیعه جامه عمل بپوشد.

1- استاد مسلط بر فقه شیعه. 2- تسلط بر زبان عربی. 3- آگاهی از مبانی فقهی اهل سنت. 4- داشتن مدرک معتبر که با ضوابط دانشگاههای جهان تطبیق‏نماید. ولی اجتماع این شرائط در محیط ما در یک نفر بسیار کم‏است و افراد واجد شرائط، به این کار تن نمی‏دهند از این جهت‏فقه شیعه به وسیله خود او زندانی شده و به مجامع علمی جهان‏کمتر راه یافته است. اگر روزی این آرزو تحقق پذیرفت، بایدنقطه شروع، مسائل مربوط به احوال شخصیه باشد،یعنی مسائل مربوطبه نکاح و طلاق، و اقرار و وصیت و میراث تدریس شود زیرا درکشورهای عربی، این نوع مسائل بیش از دیگر مسائل مورد نیاز می‏باشد و تدریس فقه به صورت «مقارن‏» پرده از عظمت فقه شیعه برمی دارد و مشترکات میان دو گروه، در این ابواب فزون از حداست، و به یک معنی فقه شیعه از تجلی خاصی بر خوردار است. زیراحقوق زن در این مکتب کاملا محفوظ است در حالی که فتاوای اهل‏سنت در میراث زن، غالبا به محرومیت او تمام می شود و این خود،گفتگوی گسترده‏ای می طلبد، که شاید در آینده به آن اشاره کنیم.

سر انجام همراه آقای دکتر «فائزالخصاونه‏» به سالن سخنرانی‏رفته، مجری برنامه پس از معرفی در خواست نمود که اینجانب درباره وحدت اسلامی سخن بگویم. پس از حمد و درود به روان پاک‏محمد مصطفی و اهل بیت طاهر و یاران برگزیده او و تلاوت آیه‏ای‏از قرآن سخن خود را چنین آغاز کردم: «السلام علی الاخوه والاخوات جمیعا و رحمه‏الله و برکاته‏».

موضوع سخن، تحقق بخشیدن به تقریب میان مسلمانان است، که گاهی‏از آن به «وحدت اسلامی‏» نیز تعبیر می‏کنند، تقریبی که برخی‏آن را از محالات دانسته، و برخی دیگر آن را از فرائض می‏دانندببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا، هر گاه نقطه بحث را بازکنیم، روشن می‏شود که تقریب جزء ممتنعات است‏یا جزءواجبات؟.

والسلام - بهمن ۱۳۷۷

پی نوشت:

1- این گزارش خلاصه از چهار بخش مفصل سفر ایشان به کشور اردن‏هاشمی است که در چهار شماره پیاپی مکتب اسلام سال 38 از شماره‏8 تا 10 آمده است.